Orange the Turtle and the Lost Button - Animal stories

Orange the Turtle and the Lost Button

Not enough ratings

Story Description

Join Orange, a cheerful little turtle with a bright orange shell, on a heartwarming adventure about finding, sharing, and true happiness. This vibrant picture book teaches young readers the joy of selflessness and the priceless reward of helping others. A delightful tale filled with friendship, kindness, and a sparkling blue feather!

Language:English
Published Date:
Reading Time:1 minutes

Keywords

Generation Prompt

عنوان: لاک‌پشت نارنجی و دکمه گمشده روزی روزگاری یه لاک‌پشت کوچولو به اسم «نارنجی» بود. لاکش پر از رنگ نارنجی براق بود و خیلی بهش افتخار می‌کرد. یه صبح که داشت تو چمن‌ها راه می‌رفت، یهو دید دکمهٔ قرمز خوشگلی روی زمین افتاده. دکمه خیلی براق بود! نارنجی ذوق کرد و گفت: «وای! این مال منه! حتماً از لاک من افتاده!» دکمه رو با خرسندی گذاشت روی لاکش و چسبوند. بعد با دماغک خوشحالش شروع کرد راه رفتن و به همه نشون دادن: «ببینید! ببینید! من دکمهٔ قرمز دارم!» اول رفت پیش خرگوشه. خرگوشه گفت: «وای چه قشنگه! ولی… این دکمه که از مانتوی منه!» نارنجی یکم ناراحت شد ولی دکمه رو داد به خرگوشه. بعد رفت پیش جوجه‌تیغی. جوجه‌تیغی گفت: «آخ جون! این دکمهٔ روسری مامانمه!» نارنجی آه کشید ولی بازم دکمه رو داد. آخرین نفر پرندهٔ کوچولو بود که داشت گریه می‌کرد. گفت: «دکمهٔ بالشم گم شده… مامان گفت بدون اون نمی‌تونم خوب بخوابم.» نارنجی نگاه کرد به دکمهٔ قرمز تو دستش… بعد آروم آروم گذاشتش جلوی پرنده و گفت: «این مال توئه… بگیر و خوشحال باش.» پرنده خیلی ذوق کرد، دکمه رو گرفت و پرواز کرد بالا و گفت: «مرسی نارنجی! تو بهترین دوست دنیایی!» و یه پر خوشگل آبی از بالش کند و انداخت روی لاک نارنجی. نارنجی نگاه کرد به پر آبی روی لاکش و خندید: «من دیگه دکمه ندارم… ولی حالا یه پر آبی دارم! از همه قشنگ‌تره!» و از اون روز به بعد، هر وقت نارنجی می‌خواست به کسی کمک کنه، پر آبی روی لاکش برق می‌زد و بهش یادآوری می‌کرد که: «خوشحالی واقعی مال خود آدم نیست… مال کساییه که بهشون کمک کردیم.»

Comments

Loading...